شيخ حسين انصاريان
72
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
هر كس در اين چند روزهء دنيا بايد به فكر سعادت و سلامت امروز و فرداى خود باشد و وقت پرارزشش را صرف دلخوشى و نگرانى مدح و ذم ديگران نكند و نيز اوقات عزيز را صرف مدح و ذم كسى ننمايد كه همين مدحهاى بى جا كه بجاى مدح بايد گفت : تملّق و چاپلوسى و مذمّتهاى بىمورد كه بايد گفت : حسدورزى و دشمنى و كينه توزى و اعلام عقده حقارت ، چه ضررها كه به بار نياورده و باعث چه جنايتها و متوقف شدن استعدادها كه نشده ! با كمال تأسف بسيارى از شعرا كه از نظر هنر شعرى بسيار عالى بودند ، مغز خدا دادهء خود را بجاى اين كه صرف معارف بلند الهى و حكمتهاى خداوندى كنند ، صرف مدح شاهان و اميران و دبيران و وزيرانى كردند كه يا از بزرگترين ستمكاران و ظالمان تاريخ بودند و يا نوكر و برده و دست نشاندهء ظالمان روى زمين بودند . مداحىهايى كه براى شاهان قاجار شده براى هيچ پيغمبر و امامى نشده است . اينان در اشعار خود آنان را سايهء خدا ، مالك رقاب خلق ، موجود عدالتگستر ، خليفهء الهى ، موجود ما فوق موجودات ، اسلام پناه و . . . به حساب كشيدند و از اين طريق بر غرور و كبرشان افزودند و ملّت و مملكتى را به خاك سياه نشاندند ، در حالى كه آنان يا سايهء شيطان يا خود شيطان بودند و با كمال ذلت بردهء نفس خويش و ظلمگستر و خليفهء ابليس و مادون حيوان و مخرّب دين خدا به حساب مىآمدند كه عمل و كردارشان جز اين عنوانهاى منفى را به دنبال نمىكشيد ! لازم است براى نمونه ، مدح يكى از شاهان را كه در ستمكارى دست كمى از اسطورههاى ظلم و ستم نداشته از قول يكى از شاعران كه در شعر مقام برجستهاى داشته ، بيايد تا ببينيد مغزهاى فعّال و اصيل چه بى جا و بىمورد صرف شده است . راستى ، انسان در برابر اين همه ذلت و پستى از يك شاعر برجسته به درياى تعجّب غرق مىگردد ! !